حضرت عباس

سبک : الا ای همسفر

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

✧❁۞═۞❁✧❁۞═۞❁✧

۞ امام حسین (ع) ۞

✧❁۞═۞❁✧❁۞═۞❁✧

يا أَبا عَبْدِاللَه،

يا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍ،

أَيُّهَا الْشَّهيدُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللَه،

يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ،

يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا،

إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا

وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللَهِ،

وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا،

يا وَجيهاً عِنْدَ اللَهِ،

اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.

کنار علقمه

شده غوغا به پا 2

بیامد فاطمه

برادر جان بیا2

حسین جانم حسین 3

^ برادر جان حسین

به بالینم بیا2

شدم حاجت روا

دو دستم شد جدا2

حسین جانم حسین 3

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

تمام هستِ من

شده نذر حسین 2

جدا شد دست من

به عشق زینبین2

^ فتادم بر زمین

نشسته بر جبین

عمود آهنین

حسین جانم حسین2

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

به بالینم بیا

برادر جان حسین2

یه خواهشی دارم

تا نفس می کشم2

^ مبر من را به سوی

ئ خیمه گه حسین

به اهل خیمه من

وعده آب دادم 2

آخه

^ خجلت می کشم

زروی زینب و

رقیه و رباب

حسین جانم حسین

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

روز عاشورا حسین میخواد بره میدان

زینب اومد

الا ای همسفر ...

کمی آهسته تر...

مرا با خود ببر...

حسین جانم حسین2

^ اجازه می دهی

به جای مادرم2

در این دشت بلا

ببوسم حنجرت2

حسین جانم حسین.3

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

الهی خواهرت 2

بمیرد یا حسین

عزا از بهر تو 2

نگیرد یا حسین

^ الا ای همسفر ...

کمی آهسته تر...

مرا با خود ببر

حسین جانم حسین

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

الهی خواهرت

شود قربان تو2

به قربان تو و

لب عطشان تو2

^ الا ای همسفر ...

کمی آهسته تر...

مرا با خود ببر

حسین جانم حسین

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

چرا بی خواهرت

به میدان میروی 2

به میدان و چنین

شتابان میروی2

^ برو ای همسفر 2

ولی آهسته تر 2

حسین جانم حسین 2

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

تویی بر خواهرت

تمام دلخوشی2

ز میدان رفتنت

مرا هم می کُشی2

^ تو هستی هستِ من

مرو از دست من

حسین جانم حسین2

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

صفایِ دیده ام

گلابِ غم شده2

ز حالا قامتم

برادر خم شده 2

^ امید آخرم

من آخر خواهرم

عزیز مادرم

حسین جانم حسین2

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

آلا ای همسفر

کمی آهسته تر2

که آیم در برت

به جای مادرم2

ببوسم حنجرت

حسین جانم حسین 2

^ میان خاک و خون

نمایم جستجو

تماشای تو را

نمودم آرزو

^ به مقتل پا زدم

نشستم هر قدم 2

حسین جانم حسین2

•┄┅═══••↭••═══┅┄•

چه سان در داغ تو

شکیبایی کنم 2

چگونه جسم تو

شناسایی کنم

^ نداری پیرهن

نداری سر به تن

حسین جانم حسین

حسین جانم حسین 3

•┄┅═══••↭••═══

صدای ناله ای

رسد از قتلگاه

بگوید لاله ای

به سوز و اشک و آه

اگر رحمی نشد

به کهنه پیراهن

دگر ای بی حیا

به دندانش مزن

اگر بابت علی

بداد انگشیری

چرا عریان شده

برادر جان تنت

میان مقتلت

شدم من در فشان

صدایی امد از

گلی قامت کمان

شوم از تو جدا

برادر الوداع

به صحرای بلا

خواهر الوداع

به سوی تو اگر

که تیر کافراست

بدان که تیزیش

زمسمار دراست